أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

191

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

فلك گفت گردون غلام تو باد * ملك گفت عالم به كام تو باد غازيان لشكر فيروزىاثر در غايت كرّ و فرّ به همراهى نصرت و همعنانى ظفر راه‌پيما گرديدند تا آنكه به منزلى رسيدند كه سياهى سپاه اعداء از دور هويدا شد و آثار كثرت آن حشر قيامت‌كردار نصب العين غازيان گرديد . الحقّ بسيارى لشكر به مرتبه‌اى بود كه اعداد و احصاى بصر سرعت اثر به امعان نظر احاطهء آن نمىتوانست نمود [ 241 ] چه فارسان مضمار جلادت كه حارسان ميدان شجاعت عرصهء فارس بودند در آن معركه زين تهوّر بر پشت فرس كشورگشايى نهاده بودند و رمح‌آزمايان حدود عراق عرب سنين نيزهء سهمگين ضربه را به زهر افعى آب داده و كمانداران عراق عجم ، كمانهاى هلال خم در دست و حمام سهام اجل پيغام را به طوق زهگير و حلقهء شصت مقيّد و پابست كرده هر طرف ايستاده صحراى بىپايان را شهرى عظيم الشأن و سور فلك‌نشان ساخته و در اطراف آن از شتران برج‌ها به گردون افراخته ، ساكنان آن شهر مجموع ثوب مختّم و لباس جديد كه خياط « وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ » « 1 » از اجناس مهابت‌اساس « فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ » « 2 » پرداخته بود در بر انداخته و تيغ آبدار آتش‌بار را به هواى محاربه و مقاتله برافراخته . چون سواد اعظم از سياهى آن حشم نمودار گشت حكم قضاكردار از مكمن تهوّر و مصدر وقار صادر شد كه ، عساكر منصوره فرود آمده در مقابل لشكر مخالف منزل سازند و سقف خرگاه را به اوج مهر و ماه برافرازند تا همگنان را معلوم گردد كه از لشكر بسيار و حشر بىشمار غبار دغدغه را در خاطر آفتاب‌كردار راه‌گذار نيست و همّت گردون‌نهمتش را از كثرت مخالف اگرچه بيرون از شمار ثوابت و سيّار باشند ، مطلقا اعتبار نى . غازيان معسكر ظفراثر به امتثال حكم خسرو فريدون‌فرّ آن مقام را مخيّم نزول گردانيدند و قبّهء خيام فلك‌رتبه را به دستيارى پردلى و تهوّر و پاىمردى عظمت [ 242 ] و تجبّر به گردون رسانيد . لشكر اعداء را كه از غايت كثرت مغرور بودند و خيال برابرى لشكرهاى روى زمين با ايشان بىنهايت دور از اين امر رعب كلّى حاصل

--> ( 1 ) . سبا ( 34 ) آيهء 10 . « و آهن را برايش نرم كرديم » . ( 2 ) . حديد 57 ، آيهء 25 . « در آن نيروى سخت است » .